هرودت
((هرودت)) کوروش را پادشاهی ساده بلند همت و رادمرد و شجاع می داند که با اندیشه های خردمندانه اش پارسیان را از باجگزاری رهایی بخشید و بزرگترین ملت جهان را ساخت و برای آنها نیرومندترین پادشاهی های جهان را پی ریزی کرد . به عقیده هرودوت کوروش با اتباع خود رفتاری مشفقانه مهربان و پدرانه داشت. او بخشنده آداب دان و رعیت نواز بود و چون همیشه خیر و سعادت اتباع خود را می خواست‘ ایرانیان او را پدر خواندند.
هرودوت همچنین کوروش را جنگ آوری آزموده و دوراندیش‘ دوستی وفادار و برازنده و پادشاهی پاکدل و آزاده و نرمخوی و شایسته سایش تصور می کند.
افلاطون
افلاطون می نویسد‘ کوروش سرداری بزرگ بود.در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر دنیا فرمانروایی می کردند.بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او قرار گرفتند‘حقوق مردم آزاد بخشید.این امر سبب شد که همه او را ستایش می کردند.سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و بخاطر او از هر خطری استقبال می کردند.اگر در بین اتباع او مرد خردمندی بود که رای و نظر او می توانست برای دیگران سودمند باشد‘ نه تنها کوروش به وی حسد نمی ورزید بلکه به وی پاداش نیز عطا می کرد.بدین سبب کشور ایران زیر رهبری کوروش از هر لحاظ پیشرفت کرد مردم آن نیز از آزادی و رفاه بی سابقه ای برخوردار بودند و آن چنان نسبت به یکدیگر محبت می ورزیدند که گویی همه با یکدیگر خویشاوندی دارند.شش
گیرشمن
گیرشمن باستان شناس فرانسوی درباره کوروش می گوید: کمتر پادشاهی است که پس از خود مانند کوروش چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد.کوروش سرداری بزرگ سخی و نیکو خواه بود.او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب می داد و فرمانروای جدید از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می کرد. او شهرها را غارت و ویران نمی کرد. ملتهای آنها را قتل عام نمی نمود بلکه به آنها آزادی میداد.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کوروش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خواندند.
دیودوروس سیسولوس
دیودوروس سیسولوس تاریخ نویس مشهور نوشته است کوروش پسر کمبوجیه و ماندان دختر پادشاه ماد در دلاوری و کارآیی خردمندانه ‘ حزم و سایر خصائل نیکو سرآمد مردم روزگار خود بود.در رفتارش با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردارش نسبت به زیر دستان پاک اندیش و انسان دوستانه بود و از این رو پارسیان او را پدر می خواندند.
گزنفون
گزنفون با آن که یونانی بوده در کتاب Cyropaedia و یا تربیت کوروش ‘ آن چنان از کوروش تجلیل بعمل آورده که میتوان گفت هیچ کس تا کنون از پادشاهی آنقدر نمجید نکرده است.گزنفون در این کتاب از کوروش بصورت یک انسان کامل یک سرمشق بیمانند زمامداری و یک مربی ایده آل و یک رهبر عالیقدر نام برده است.گزنفون می نویسد‘ کوروش نابغه بزرگی بود که در تمام عمر از هدفی مقدس و عالی پیروی می کرد. او دست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی و درستی بود. کوروش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را برای سردار پیروز ایجاد نمیکند که ملت شکست خورده را اسیر کند.
در هنگام جنگ باید سعی کرد که آتش جنگ به کشاورزان و مردم غیر سپاهی سرایت نکند و شهر شکست خورده را نباید غارت کرد. کوروش موفق شد حتی ملتهای شکست خورده را نیز شیفته خود کند بطوری که پارسیان او را پدر خواندند و ملتهایی که بوسیله کوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار می نامیدند . کوروش برترین مرد تاریخ دنیا‘ بزرگترین ‘ بخشنده ترین ‘ پاک دل ترین و دریادل ترین مردان بود و بزرگترین هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار می رفت.
ویلیم دورانت
ویلیم دورانت تاریخ نویس و فیلسوف نامدار امریکایی درباره کوروش می نویسد کوروش از افرادی بود که برای فرمانروایی آفریده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند.روش کوروش در کشور گشایی حیرت انگیز بود.او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری رفتار می کرد و نسبت به دشمنانش مهربان بود.بهمین دلیل است که یونانیان دریاره او داستانهای بیشماری نوشته و او را بزرگترین جهان قهرمان دانسته اند.
کوروش خوش چهره و نیکو اندام بود و سلسله هخامنشی راکه یکی از سلسله های بزرگ پادشاهی ایران است بوجود آورد.
سید محسن محلاتی (معروف به صدرالاشراف و یا محسن صدر) (۱۲۵۰ خورشیدی محلات - ۲۷ مهر ۱۳۴۱ خورشیدی تهران) سیاستمرد و نخستوزیر ایران از خرداد ۱۳۲۴ تا مهر ۱۳۲۴.
او در سال ۱۲۵۰ هجری شمسی در محلات زاده شد. پدر او سید فخرالذاکرین روحانی روضهخوان بهشمار میرفت. او درسهای دینی را در مدرسه حاج ابوالفضل معمار اصفهانی (صنیع الملک) تحصیل کرد و مدتی نیز روضهخوان بود. بعدها به تهران آمد و عمویش او را به دربار قاجار وارد کرد. ابتدا معلم یکی از پسران ناصرالدینشاه شد.هنگامی که این پسر حاکم همدان شد، صدر نیز بهعنوان دستیار او به کار پرداخت.
او در سال ۱۲۸۶ وارد عدلیه شد و بهکار قضاوت پرداخت. در جریان جنبش مشروطه و پس از به توپ بستن مجلس عدهای از مشروطه خواهان را محاکمه و مجازات کرد، اگرچه خود مدعی بود که به نجات بسیاری از آنان کمک کردهاست ولی بسیاری معتقدند که او با اعدام و دار زدن آزادیخواهان، قساوت زیادی از خود نشان داده است.
او جمعا پنج بار به وزارت دادگستری رسید. در سال ۱۳۱۵ بطور ناگهانی توسط رضاشاه عزل گردید. بعد به نمایندگی از محلات به مجلس راه یافت. در خرداد ۱۳۲۴ نخستوزیر شد. در دوره نخستوزیری او جنگ جهانی دوم بهپایان رسید و نیروهای بریتانیا و آمریکا ایران را ترک کردند. خودداری شوروی از تخلیه ایران منجر به بحران آذربایجان شد. او در دوران نخست وزیری همواره مورد حمله نمایندگان مجلس شورای ملی بود.
پس از این وقایع او بارها سناتور و دوبار نیز رئیس مجلس سنا گردید.
كاغذ را به دست احمد داد و گفت : فورا پيش فلان خادم ببر، احمد از مضمون آن بى خبر بود، نامه را گرفت و آورد. در بين راه به همان كنيز بر خورد كرد، از احمد پرسيد: كجا مى روى ؟ گفت : امير كار مهمى دارد و نامه اى فورى براى يكى از خدام نوشته ، آن را مى برم . كنيز در خواست كرد نامه را به او بدهد تا زود برساند. احمد آن را داد او هم نامه را به وسيله غلامى كه با او رابطه نامشروع داشت ، فرستاد. مقصودش اين بود كه امير را بيشتر نسبت به احمد خشمگين كند.
خادم نامه را به كسى كه بايد بدهد، رسانيد. او نيز به مجرد آگاهى از مضمون آن ، بدون تاءمل سرش را از تن جدا كرد و پيش امير آورد.
طولون احمد را خواست و گفت : آنچه را واقع شده ، راست بگو. او هم داستان خادم را شرح داد، امير امر كرد كنيز را نيز كشتند و به كيفر عمل خود رساندند. ولى احمد نزد طولون موقعيت به سزايى پيدا نمود تا اين كه به حكومت مصر و شام نائل آمد و دستورات او از فرات تا مغرب نافذ بود. يك صد و بيست هزار دينار خرج مسجدى كرد در بين مصر و قاهره ، براى دانشمندان و قاريان و صاحبان خانواده ، هر ماه ده هزار دينار شهريه قرار داد و براى كمك به مستمندان روزانه صد دينار تعيين كرد.

پس از آنكه اعلام شد، با ادامهي روند كنوني بازديد از محوطههاي تاريخي مصر، اين آثار در 150 تا 500 سال آينده نابود خواهند شد، يكي از مقامات ارشد فرهنگي دولت مصر با بحراني دانستن شرايط تعدادي از آثار تاريخي درهي پادشاهان از جمله مقبرهي توتانخامون اعلام كرد، اين مقبره در آيندهي نزديك روي بازديدكنندگان بسته ميشود و پس از مرمت و نصب دستگاههاي جديد تهويهي هوا، دوباره پذيراي بازديدكنندگان خواهد بود. كارشناسان تعداد مجاز بازديدكنندگان اين مقبره را يكسوم تا يكپنجم تعداد كنوني ميدانند.
كارشناسان آثار تاريخي در بررسيهاي اخير روي مقبرهي توتانخامون به اين نتيجه رسيدهاند كه بهدليل رطوبت ناشي از تنفس بازديدكنندگان، صدمههاي جبرانناپذيري به اين مقبره، بويژه ديوارنگارههاي آن وارد شدهاند و هرچه زودتر بايد اقدامي براي نجات آن انجام داد.
توتانخامون يكي از فراعنهي مشهور تمدن مصر باستان است كه براساس يك نظريه، در جواني بهدليل افتادن از ارابه درگذشته و همراه گنجينهاي بيهمتا دفن شده است.
مقبرهي توتانخامون همراه صدها اثر تاريخي ديگر كشور مصر در درهي پادشاهان، از جمله مقبرههاي فرعون ستي (Seti) و نفرتيتي (Nefertiti) از جاذبههاي اصلي گردشگري مصر محسوب ميشود
جام جم آنلاين
دين مبين اسلام ختمي بود بر اديان گذشته كه هر كدام به نوعي آزمايشگاهي براي خواسته هاي بشريت بودند واكمل آنها دين اسلام ميباشد ومعتقدان داناي اديان ديگر بر اين حقيقت آگاهند.
با آمدن اسلام عرب متغير شد واز فلاكت به سروري رسيد وهمان عربي كه در هم آشفته بازاري از كينه ها خرافات مكرها وحيله ها داشتند به ناگاه به نوعي متمدن گونه خصايص خود را نشان دادند و اسلام واقعي را ميخواستند كه به فراموشي سپارند آنها قبل از اسلام همه چيز داشتند، مگر همين اسلام كه با آن فخر فروشي كنند تاخود راخدا بدانند يا زاده خدا و يا فرستاده ي خدا و اما رسول گرامي اسلام محمد مصطفي صلي الله عليه و اله ظهور نمود وآنچه را كه قوم عرب كم داشت آورد واز آن بهره ها بردند وخونها ريختند تا اندك زماني هم فخر كنند وهم ديگران را كوچك شمارند ولذتي از لذايذ ببرند آنها خود را خليفه خدا بر زمين ميدانستند واين همان كليدي بود كه قبلا شاهان ايران با فره ايزدي بدان مفاخر رسيدند .
مردم ايران آنگاه به اسلام روي آوردند يا به زور يا به صلح ولي اسلامي دروغين و جعلي در آن اوايل به ايران عرضه شد باور ما اينست كه با تبليغ در ست مي شد اين دين محترم را در ايران وارد كرد وايرانيان حقيقت جو راحتر مي توانستند حق را از باطل تشخيص دهند.به هر نوع عجله عرب در تصاحب گنجهاي ايران و طغيان غرايز و هوسهاي كوركورانه وحس ستيزه جويي وبيداري حس غرور و نژادخواهي همه در سر لوحه انگيزه ي يورش به ايران قرار گرفت اما نور انبيا در سياهي هاي زمان منور بود گرچه بر قدرتي زميني تكيه نداشته اند ولي اميد خدا وپيامبران بوده اند تا اين راه دراز را به پايان رسانند امامان كه خلفاي به حق بودند در كنجي ساده وار ولي نوراني و فرشته گونه مي زيستند
ايرانيان اما گرچه با حمله ي اعراب ذلتها كشيده اند و حقارتها اما از يك سو خوب شد كه خلفاي ناحق بر قدرت تكيه داشتند چون آنها بر تمدن و نجابت ايراني زخم زدند واين باعث شد كه ايراني دردل خود به عرب
كينه داشته باشد ودر تكاپو بود تا فرصتي يابد و زخمي بر اين پيكر فربه زند و مقدرات الهي به ايرانيان راهي را نشان داد كه با مسلمانان دروغين در آويزد وبه اسلام راستين راه پويد واينچنين شد ايرني ها گام به گام به امامان معصوم روي آوردند تا بتوانند با آنها رابسوي خواسته هاي خود بگشايند واينچنين شد كه عرب مفلوك از راه راست هيچ نفهميد وايران شاستگي يافت پرچمدار اسلام واقعي شود وعرب اكنون اگر ميخواهد از دين راستين چيزي بيابد بايد به ايران سر زند ودين حقيقي را از روحانيون والا مقام شيعيي در يابد.
رشيدي
در میان سرزمینهای تحت قلمرو حکومتحضرت علی علیه السلام، مصر برای ایشان به لحاظ اوضاع سیاسی، اقتصادی و مسایل اجتماعی، فوقالعاده مهم بود . زیرا منطقه مزبور در موقعیتی قرار داشت که هرگونه دگرگونی در آن بر دیگر نقاط افریقا تاثیرگذار بود و نظارت و کنترل دیگر نواحی این قاره از این طریق امکان داشت، همچنین مصر با مرکز حکومت امویان به سرکردگی معاویه دارای مرز مشترک بود و دشمن سرسختی که از بیعتبا حضرت امتناع کرده بود، میتوانست نقشههای شوم و منفی خود را در مصر نیز عملی سازد و توطئههای خطرناکی را در این سامان به اجرا بگذارد . اهمیت استراتژیکی مصر در حدی بود که معاویه از آن به عنوان قلمروی قدرتمند هراس داشت و نمیخواست از سوی این ناحیه مورد تهدید واقع شود، به همین دلیل کارگزاران حضرت علی علیه السلام را که به مصر میآوردند یا به شهادت میرسانید یا آن که با نیرنگ و حیله آنان را مجبور به ترک این دیار میکرد .
مصر به لحاظ ویژگیهای اقتصادی نیز حائز اهمیتبود . سرزمین حاصلخیز، محصولات کشاورزی متنوع، فعالیتهای بازرگانی پویا و باتحرک، ارتباط قوی با دیگر نواحی مولد و نیز میزان مالیات قابل توجه از خصوصیات مصر در زمینه اقتصاد بود که نمیشد به سادگی از کنار آن گذشت . به همین دلیل عمروعاص گفته بود: در صورتی که امارت و جمع خراج این سرزمین توام باشد، معادل تشکیلات خلافت است . یعنی مصر به تنهایی با دیگر نواحی تحت قلمرو دولت اسلامی از نظر اقتصادی برابری میکند .
مهمتر از همه اینها گرایش به تشیع در این سامان در حال شکوفایی و جوانهزدن بود و مجاهدت برخی صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و آله زمینههایی را فراهم ساخته بود که اکثر ساکنان این منطقه به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله رغبت داشته و از امویان متنفر بودند; به همین دلیل مصریان در فروپاشی نظام خلافتی که به امویان اقتداری موهوم و کاذب داده بود، (خلافت عثمان) نقش فعالی داشتند و تا براندازی این تشکیلات پیش رفتند و این در حالی است که از مقر حکومتسومین خلیفه تا مصر فاصله زیادی بود .
این مختصات مثبتسبب گردید تا حضرت علی علیه السلام در نخستینهای خلافت فرد شایستهای را برای استانداری مصر در نظر بگیرد، معیارهای امام برای یک کارگزار، این بود که فرد مورد نظر علاوه بر پارسایی و دیانت، خوشسابقه و از خاندانهای صالح باشد و نسبتبه اهلبیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ارادت و علاقه نشان دهد و اغراض پست دنیایی و مقاصد شخصی را با فرمانروایی خود درنیامیزد . همچنین قادر باشد منطقه مهمی چون مصر را که با این همه تحولات و برخی مشکلات روبروستبه نحو مطلوب، خیرخواهانه و خداپسندانه اداره کند و ضمن به اجرا درآوردن احکام اسلامی و پیروی از رهبری جامعه مذهبی، مصالح عامه مردم را در نظر بگیرد و به خواستههای منطقی، اصولی و به حق آنان رسیدگی کند و تکلیفهای مشقتزا و کمرشکن بر ایشان در نظر نگیرد و فشارهای اقتصادی و اجتماعی را بر آنان تحمیل نکند . افرادی که از سوی حضرت علی علیه السلام برای امارت مشخص و منصوب میشدند تا زمانی در این سمتباقی میماندند که از دستورات قرآن، سنت نبوی و موازین دینی پیروی کنند و رعایتحال مردم خصوصا محرومان را بنمایند; در صورتی که جز این رفتار میکردند برکنار میشدند، حضرت به مردم نیز توصیه میفرمود:
«دستورات کارگزارانش را اطاعت کنند و اگر در میان شما بدعتی پدید آورد یا از مسیر حق منحرف شد او را از حکومت عزل میکنم» . در مواقعی، حضرت، والی را به مرکز فرمانروایی فرا میخواند و از او گزارش کار میخواست و با دقت و تدبیر خاصی اعمال و رفتارش را مورد ارزیابی قرار میداد، هنگام اعزام استانداران، حضرت برایشان دو مکتوب تنظیم مینمود، در نامه نخست آنان را به این سمت منصوب میکرد و دستوراتی را که میبایست مراعات کنند و سیاستی را که لازم بود در پیش گیرند به آنها یادآور میگردید، دومین نامه را خطاب به مردم آن منطقه مینوشت و طی آن حاکم جدید را به آنان معرفی میکرد و دستوراتی را که به وی داده و او میبایست اجرا نماید، تذکر میداد . با توجه به این که مصر از مناطق حساس و راهبردی بود، کارگزار تعیین شده برای این سامان از اختیارات قابل توجهی برخوردار بود: اقامه نماز عبادی سیاسی جمعه، برپایی نماز جماعت، قضاوت، فرماندهی لشگر و اداره امور آن ناحیه

